Notre-Dame de Paris
Ces diamants-là
Fleur-de-Lys:
Mes quatorze printemps
Sont à toi
Ce collier de diamants
Est pour moi
Les mots de tes serments
Si tu mens
Je n'y croirai pas
Phoebus:
Ton cœur de jouvencelle
Est à moi
Tes yeux de tourterelle
Sont pour moi
Les étoiles étincelles
Dans le ciel
Moins que ces diamants-là
Fleur-de-Lys:
Celui que mon cœur aime
Est un beau chevalier
Qui ne sait pas lui-même
Combien je peux l'aimer
Phoebus:
Si je ne le sais pas
Je le vois dans tes yeux
Celui qui t'aimera
Sera un homme heureux
Fleur-de-Lys:
Ne cherches plus l'amour
Phoebus:
Il est là
Fleur-de-Lys:
Il est là pour toujours
Phoebus:
Je le crois
Fleur-de-Lys:
Ce sera un beau
Que le jour
Où l'on se mariera
Phoebus:
Tout l'or qui dort encore
Sous le lit de la terre
J'en couvrirai ton corps
Que tu m'auras offert
Fleur-de-Lys
Tous les mots de l'amour
Tous les mots du désir
Mieux que les troubadours
Tu sauras me les dires
Phoebus:
Ne cherches plus l'amour
Fleur-de-Lys:
Il est là
Phoebus:
Il est là pour toujours
Fleur-de-Lys:
Je le crois
Phoebus:
Ce sera un beau
Que le jour
Où l'on se mariera
Les deux:
Ne cherche plus l'amour
Il est là
Il est là pour toujours
Je le crois
Ce sera un beau jour
Que le jour
Où l'on se mariera
Ce sera un beau jour
Que le jour
Où l'on se mariera
Où l'on se mariera
2/28/2006
لذت پیاده روی از پارک ملت تا میرداماد را یادم رفته بود Freelance child, you bring it all back... You never thought that I'd lose that light in my eyes... Green of Aeons...? Anytime... ;) ;) overflow Tu vas me détruire...
مسیری برای فکر کردن
به ریز و درشت
همه چیز
خوشحالم
نگاهم کن
پیرزن می خندید
برای رزهای صورتی که برایش بردم
می گفت خدا مادربزرگت را هم بیامرزد
رو ترش می کردم
اشک پر می شد در چشمانم هر بار
نگران آرایش چشم هایم می شدم
تو مادر بزرگ من باش
کاش می گفتم
به قول تو
از آن جمله های طلایی...
خوشحالم
حتی اگر اشک روی گونه هایم غلت می خورد
خوشحالم
حتی اگر تو امروز سعی کردی تار های نازک ذهنم را
با تلنگر های تکراری ات
به چالش بگیری
اما تو که می آیی
تنها همین جمله است که از ذهنم می گذرد
کاش بفهمی
کودک وجودم را که چه مشتاق می شود
می جوشد
کودکانه
پر از انرژی
باید می فهمیدی امروز
اما در چشم های من دیگر فروغ سبز رنگ گذشته نمانده
حتی اگر تو اصرار بورزی که هست...
هرگز نیست
اشتباه می کردی.
اشتباه گرفته بودی مرا لابد
می بینی که آبی شده ام این روز ها
حتی اگر تو اصرار بورزی نه
خوشحالم
وارد دانشکده می شوی و نگاهم نمی کنی
خوشحالم
و دوستت دارم بیش تر از رز صورتی دیروز
که هرگز
ذره ای هم
جبران بودنت را نمی کند
می بینمت
می خندیم
به مامان می گویم
هر بار با توام
اگر پنج دقیقه
پنج دقیقه می خندم
اگر ده
ده دقیقه
چون تو
به قول من
پسر خوبی هستی
و مامان
می خندد.
وقتی کنارش هستی
می ترسم جلو بیایم
باور کن
که نگاه سوال برانگیزت را درک می کنم
همیشه
همان طور که خودت می گویی
من خوشحالم
و من
عاشق تمام گل های گل فروشی ام
نمی دانم وقتی
این همه عشق در وجودم
می کند
چه کنم؟
با این همه تو های زندگی ام
با این همه دوست داشتنم
و به فردا فکر می کنم
که می بینمت
من عاشقت هستم
عاشق تماشای زیباییت وقتی هربار تمام مانتو های گلستان را پرو می کنی
من عاشقت هستم
وقتی مثل بچه ها
سر هر پستی بلندی تلفن می زنی
ناله می کنی یا از شادی جیغ می کشی
من عاشق چشم های پیرزنم
که اگر به جای سبز
قهوه ایشان کنی
همان چشم های منند
همان نگاه همان تلنبار محبت
تمام گل های زمین
برای تمام تو های زندگی من
کاش بتوانم
تمام جمله های طلایی را
ربان گل های رز زرد کنم
بدون توهم بدون زجر
2/23/2006
When the years have all come and gone.
They'll find beneath the ground.
Our two bodies joined as one.
Showing how we were bound.
How much Quasimodo once loved.
Esmeralda the gypsy girl.
How he was marked by god above.
Just to help him to bear his cross.
Just to help him to bear his cross.
Eat my body and drink my blood.
Vultures of Montfaucon.
So that death more than this life could.
Join our two names as one.
Let my poor soul just fly away.
From the miseries of this earth.
Let my love find the light of day.
In the light of the universe.
In the light of the universe.
Dance my Esmeralda, sing my Esmeralda.
Dance just one more time for me.
You know I'll die for love of you.
Dance my Esmeralda, sing my Esmeralda.
Please let my poor soul fly free.
It is not death to die for you.
Dance my Esmeralda, sing my Esmeralda.
Please come sleep here in my arms.
You know I'd die for love of you.
Dance my Esmeralda, sing my Esmeralda.
Beyond, and beyond beyond.
It is not death to die for you.
Dance my Esmeralda, sing my Esmeralda.
Please let my poor soul fly free.
It is not death to die for you.
کنارم می نشینی Esmeralda , Quasimodo...
و با تمام وجود غرق نمایش می شوی
در حالی که من
از همان لحظه ی اول در افکار خودم غرق می شوم.
هرگاه نگاهم می کنی
می فهمم لابد باید جمله ی سیاسی فلسفی عمیقی ادا شده باشد...
لبخند می زنم...
نمی دانم چه چیز من و تو را کنار هم نگه می دارد حالا
که من با تو هیچ وجه مشترکی ندارم
نمی دانم من که تمام ظهر غرق در لذت نمایش
گوژپشت نتردام بوده ام
چه برداشتی از بمب و حزب می توانم داشته باشم؟
هیچ...
سیاست در زندگی من چه معنایی دارد حالا؟
بعد ازین همه سال.
بمب حزب عقیده
Oh my f.... god...
2/22/2006
ببین چه زود
با هم
به استهزا روزهای دور می نشینیم
چه آسان عشق های کودکانه مان را
به سخره می گیریم
و ببین چه زود
به حسرت اشتباهات احمقانه مان می مانیم
پر از مقاومت
زمزمه می کنم
بزرگ شده ام
می خندی.
اصرار می ورزم.
خنده هایت زجر خاطرات دور است
زجر ی که هر دویمان را به زانو در می آورد هر بار
می خندی
بزرگ شده ام
می خندی
اصرار
اصرار.
شاید لا به لای تمام خنده هامان
بشود کشش ناله ی گنگ ضعیفی را یافت
که آهسته است اما
پیوسته می آید.
من از دور رسیده ام
تو نیز
اما چه زود
خستگی هایمان را به بادهای وزان سپرده ایم هر دو
وچرخش کودکی های فراموش شده مان را
چه با شتاب
به دور شانه های هم حلقه می کنیم هر دم
با شوق
بی انکار
رقص کودکانه ی من
نوید آمدن روزهای نو است
هلهله ی خنده های ما
آوازگنجشک های مهاجر است
که رسیده اند از دور
خیلی دیر...
خیلی دیر...
در آخر.
2/20/2006
Pink Floyd - Empty Spaces Lyrics
What shall we use to fill the empty spaces,
Where we used to talk?
How shall I fill the final places?
How shall I complete the wall?
لبخند هایمان که جفت می شوند
بارقه ای از امیدچشمان من است که در چشمان سبز رنگ تو انعکاس می یابد.
و خنده های تو همواره
رهایی بخش ذهن درگیر من است که می کوشد و می کاود
و دست های تو
نوید پیوند دوباره ی ما را می دهد
اگرچه زمان چشمهای زیبایت را مدتها قبل از من جدا کرده باشد...
کنارم که می نشیند دلم می خواهد به تو تلفن کنم
و تمام شادی کودکانه ام را داخل گوشی فریاد بکشم
کنارم که می نشیند لبخند هایش تو را به یادم می آورد
و تمام سرنوشت مشابهمان را
در دست های من
در موهای درهم و برهم وطریف من
و در چشمهایم
جایی هست
که این روز ها
خالی نیست
وبر برجستگی گونه هایم
رد بوسه هاییست
که زمان
بر آن ها نقاشی کرده است
من شیفته ی لبخند هایت شده ام
و من
شیفته ی طراحی ردی از بوسه های سرخم
به روی گونه های تو
هرگاه که می خندی.
انگار که ناگاه به زمین سقوط کرده باشی
مقابل چشمهای خالی من
انگار که رد گونه های مرا
با سرخی لب هایت دنبال کرده باشی
اینجا شب است
و چشم های من
از نوزده سال پیش
به تاریکی باز شده اند
فردا یازده شب که بیاید
من متولد خواهم شد
من این بار
چشم هایم را به نور باز خواهم کرد
به بارقه ی بی مانند چشم های تو.
2/17/2006
چه آسان هجده سالگی رو به پایان می رود
در حالی که من هنوز از رنج خروار اشتباهات بزرگ این سال رهایی نیافته ام.
می دویم
می خندیم
کودکانه
می تکانم خودم را
شاید از انبوه خاطرات زهرآگین
این تمام هجده سالگی ام بود
تمام آن چه در سال های متوالی یاغی گری
منتظرش بودم
و شما
شما نیز
همگی با من
یک سال دیر تر اما
هجده سالگی مرا
با اشتباهات بزرگتان
در کنار من جشن گرفتید.
تلفن هایتان
رنج هایتان
اشتباهات غیر قابل جبران
گمان می کنی از دست من چه کاری بر می آید آخر؟
وقتی با صدای گرفته ات
ملودی باخت را زمزمه می کنی.
مگر من خودم
جز پشتیبان حماقت های شما
جز ایده پرداز اشتباهات بزرگ
کیستم؟
2/14/2006
توالی کلمات منجمدت
سردم می کند
تحریک غریبه ای برای لمس دوباره ی دستانت که حال ازین فاصله حتی می شود برندگیشان را حس کرد.
چشم می دوزم
جستجو برای گواهی
رد تردید های پیاپی
یادم هست.
من هنوز دز گذشته بیدار می شوم
هرگاه شب است
هرگاه باران از ناودان های لابلای دیوار پایین می ریزد
هرگاه موسیقی نویی در روند فرسوده ی زندگیم نواخته می شود.
در تمام حرکاتم
ودر تمام خنده های کودکانه ام
و صداقت رنجش آفرینم
تنها ذره ای دوست داشتن کودکانه می جویم
بدون توقع
بدون زهر
خودم هم نمی دانم
در بین لبخند همه ی شما
و در فاصله ی مردمک چشمهایتان
خطوطی هست
که می پرستم...
سخت...
بی مقدار.
2/12/2006
نمی ایستی این بار هم
لبخند می زنی و می گذری
خیره می مانم به هاله ی پیکرت که دورتر می شود
بدون شک پیر شده ام
حال که دیگر تفاوت عاشق بودن و دوست داشتن را درک نمی کنم
I will survive ; Glorya Gayner
At first I was afraid, I was petrified
Kept thinkin' I could never live without you by my side;
But then I spent so many nights
Thinkin' how you did me wrong
And I grew strong
And I learned how to get along
And so you're back, from outta space
I just walked in to find you here with that sad look upon your face
I should have changed that stupid lock
I should have made you leave your key
If I had known for just one second you'd be back to bother me
Chorus
Go now go, walk out the door
Just turn around now
Cause you're not welcome anymore
Weren't you the one who tried to hurt me with goodbye
Think I'd crumble?
Think I'd lay down and die?
Oh no, not! I'll survive
Oh as long as I know how to love I know I'll be alive
I've got all my life to live
I've got all my love to give and I'll survive
I wil survive. Hey, hey
It took all the strength I had not to fall apart
Kept tryin' hard to mend the pieces of my broken heart
And I spent oh so many nights
Just feelin' sorry for myself
I used to cry
But now I hold my head up high
And you see me, somebody new
I'm not that chained up little person still in love with you
And so you feel like droppin' in
And just expect me to be free
Now I'm savin' all my love for someone who's lovin' me
Chorus
2/11/2006
2/10/2006
2/07/2006
2/06/2006
تو و من
پرواز به دور دست هایی که حالا خیلی نزدیکند
طرح های به هم پیوستن ما
روی ناخن های همیشه شکسته ام
گسستن نقشه های نا ممکن
باقی بودن واقعیت های تغییر ناپذیر
پرواز با بال های تو
در افق بی کران چشمان من.
Tatu
Friend Or Foe Lyrics
Music by: M. Kierszenbaum
Lyrics by: D. Stewart
Is it too late
Nothing to salvage
You look away
Clear all the damage
The meaning to
All words of love
Has disappeared
We used to love one another
Give to each other
Lie under covers so,
Are you friend or foe
Love one another
Live for each other
So, are you friend or foe
Cause I used to know
The promises
Hollow concessions
And innocent show of affection
I touch your hand
A hologram
Are you still there...
2/05/2006
چرخش ستاره های چشمانم
تصویرت را پاره می کنند
و خنده های حساب شده ام
پنهان گر لبهای سوخته
از پی هم
دور تا دور
دور گردنت می پیچند
تنگ.
تنگ تر.
تمام شب های آشوب آور بدون خواب
رویای شراب ناب و بوسه های سکوت
پرنده ی نقاشی من
تنهایی هراس آور تو
فراموشی
فراموشی
از پی روز های پر از فاصله
فاصله فاصله
نام تو است که تکرار می کنم
تو که از روز های دور می آمدی
از حضور؟
اینها گفته های تواند.
فاصله نام تو بود
فاصله نقطه ی پیوند بوسه های ماست
در سکوت ترس آور نگا ه های وحشی من
فاصله
نام تو است.
فاصله
قبرستان تهوع آور پیوند های دور و دراز ماست
سال های دور.
سا ل های خاطره
شراب ناب و بوسه های وحشی.
شراب نا ب و سکوت
شراب ناب و فاصله...
2/04/2006
می خندم.
ازان خنده های کودکانه ی دور.
میخندم.
نگاهم می کنی یا نه
چه فرقی دارد؟
.من دارم از خلقم دفاع می کنم.
.شما حق دارید از خودتون دفاع کنید.
تو چه هستی؟
تو برای خلقت چه کردی؟
و حتی برای من؟
گوجه فرنگی های له شده.
دست های سرخ.
اشک های روی موزاییک
انعکاس چشم های من در آب
تو چه کرده ای؟
خنجرهای سرخ.
حیدر بابا اقاجلارین اوزالدی
آما حییف جواننارین گجالدی...
دونیا یالان دونیا دی...
حیدر بابا
یارو یولداش دوندولار
بنی گویوب ...
حرف از مرگ می زنی؟
می بوسمت.
می گریم.
مادرمی آید.
می گرید.
مادر می آید.
می بوسمش.
ْصبح و شب
مادر روزی خواهد مرد.
می هراسم.
می دوم.
می بوسم.
نمیر تا بمیرم.





