7/29/2008

بحمدلله بلیط خریداری شد.

ولی بنده که به احتمال زیاد به بلیط مزبور نخواهم رسید.

علی ای حال

امروز روزی آفتابی و گرم است

و تهران پر از حشره هایی در اندازه ی انسان می باشد.



مرجون خاتون دیشب بی خوابی به سرشان زده بود.

هم اکنون شیر خورده و در حال چرت زدن می باشند.

سفر به سلامتی امروز بعدازظهر انجام خواهد شد.

7/28/2008

من بسیار بیکار مستم!

فردا شب به سفر قندهار می روم
به ولایات ایالات متحده ی تربیز
در مجاورت آغمین


بنده از نوادگان آغمیونی ها و از طرف دیگر تبریزی ها هستم.
شما خودتان نتیجه را پیش رویتان می بینید!


یک عدد ترک درجه یک!

یه نایلکس بزرگ می خوام که آشغالارو توش جمع کنم

بو گرفتن.

اندازه آدم باشه لطفا.

عرض شود که خبر مرگشان ( باز هم بگید که من ترویج تنفر می کنم تو این بلاگ )
امروز سیستم های کلیه ی بانک ها اعم از عابربانک، پرداخت، برداشت، طلایی نقره یی و هر کوفت و زهر مار دیگری
قطع بود.

و ملت بدبخت پشت گیشه ها منتظر بودن که بلکه وصل شه.

عرض شود که خبر مرگشان تا یک ربع پیش یعنی از هشت صبح تا دوازده و نیم این ماجرا صحت داشت و هنوز وصل نشده بود

فقط متشکر می شوم یک بنده خدایی به من که خیر سر و کله ام مهندس کامپیوتر شده ام
توضیح دهد که

"آن لاین قطعه"

یعنی چی؟

دی سی شدن آقایون؟
پای کسی رو سیمه؟
نصف شبی تصمیم گرفتن هسته ی مرکزی کل سیستم هارو چنج کنن؟
اول صبحی کسی از آقایون جنگ زده شده؟


فقط از آقایون محترم درخواست دارم محبت کنن فردا صبح لااقل پنج دیقه پاشونو از رو سیم بردارن
که رزرویشن اینجانب بدبخت کلیر نشده ی بیچاره باطل نشود.

7/27/2008

اون روز اپراه یه زن و شوهری رو نشون می داد
که از زمانی که نینی شون رو از دست داده بودن
یعنی سی سال پیش
تا به حال
روزی به نامه ی تقریبا عاشقانه برای هم می نوشتن

بعد نشون داد
شونصد تا دفتر نوشته داشتن
یعنی شاهکار بودا

بعد نکته ش این بود که می گفتن روزایی که باهم دعوا می کردن هم بازم برا هم نامه می نوشتن

من ترکیدم از حسودی!
شوهر هم اینقدر علاف؟ (الاف؟؟؟ )

7/26/2008

شاید یه ایده ی خوب این باشه که آدم بیفته تو حلقه ی پروفایل های سیصد و شصت
یک عده فرزانگانی دبیرستانی که هیچ کدوم رو نمی شناسه
و سعی کنه از رو عکسها دنیاشونو بشناسه
و شباهتاشون با خودش
و خودشون
و دنیای دبیرستان

با مقنعه های زشت
ابروهای لنگه به لنگه
باسن های چاق
دماغ های بزرگ
یک توپ بسکتبال
و شاید
کانورس های پاره

7/25/2008

من مرده ی این ری اکشن های بهارم اینو هم واسه همین نوشتم اینجا که ری اکشنشو ببینم
اگه فکر می کنید علت دیگه یی داره اشتباه می کنید.

این پست هم اصلا به تاپیک ربطی نداره
طبق قوانین اپلای ابرود من الان فحش می خورم
و توسط مادریتر کتک خورده و تنبیه می شم.

قول داده بودم اگه یه بار منو پیج کنه
ریپلای کنم :

email me

حالش گرفته بشه.

پس چرا نکردم این کارو؟
چون فقط ادعام.
چون فقط ادای قلدرا رو در می آرم.
چون فقط ادعاییم. هممون.
چون دلمون کوچیکه. زنیم. بدبختیم.

یه متاسفانه رو به همه ی اینا اضافه کن.

واییییی این آهنگ شهرام شبپره است؟؟؟

شونصد دفه گوشش داده بودم و حال کرده بودم
نفهمیده بودم کیه ولی
الان که فهمیدم شبپره است کلی بیشتر حال می کنم باهاش

وقتی که دستای من گرمی دستی می خواد
وقتی یه لحظه خوشی به سراغم نمی یاد...

تو می تونی غمامو خاک کنی
گونه های خیسمو پاک کنی
تو می تونی دلمو شاد کنی
منو از درد و غم آزاد کنی...

7/24/2008

واحد مرکزی خبر
کهگیلویه و بیوراحمد

پرزیدنت محمود احمدی نژاد در سفر استانی خود به کهگیلویه و بیوراحمد ضمن دیدار با مردم اپلای پرور این استان
از آمار تکان دهنده ی کلیرنس در امسال ابراز نگرانی کرده و اظهار امیدواری داشت که در روزهای آینده و طی جلسات
تک رقمی بعلاوه منهای یک بتواند فرش باحال تری ببافد و توده های پرفشار کلیرنس آسمان کشور را فرا بگیرد.

وی که در جمع برخی از بچه های ده جون و شیش می سخن می گفت با ابراز تاسف از طولانی شدن شر این دانشجویان
ازایشان خواست تا برای کلیرنس نماز وحشت بخوانند و از لامپ های کم مصرف استفاده کنند. شایان ذکر است در میانه ی این جلسه برق سالن قطع و
برای لحظاتی هرج و مرج و بزن و برقص فضا را فرا گرفت.

این نخستین بار نیست که همچین بزن و برقصی به طور فی البداهه در کمر حاضرین جلسات حلقه می کند. پیشتر در این هفته
در سالن سینمای اریکه ی ایرانیان نیز ملت برای پنج دقیقه ی لاینقطع در نور موبایل هایشان به افتخار قطعی برق رقصیده و کف زده بودند.
اهمیت این امر در این است که قدیم ها مردم صلوات می فرستادن برق می رفت و می یومد .
خاک بر سر شدیم رفت.

خبرنگار واحد مرکزی خبر
علی جوانمردی از اربیل



SMS conversation :

Me : dashti mioumadi kalbas bekhar :-D ba sos faransavi

Majid : Ey bettereki!!!!!

Me : :))


ain't my brother so coooooool? >:D<

7/23/2008

دیدید یه سری می گن دوربین رو بگیر از بالا بگیر عکسو دماغم کوچیک بیفته؟
یه سری می گن پشتمو می کنم به دوربین کللمو بر می گردونم چشام خوشگل شه؟
یه سری سرشونو می گیرن بالا زیرزیرکی نیگا می کنن دماغشون کوتاه شه؟
یه سری لباشونو گنده می کنن آنجلینا جولی شن!


یه سری یه لبخند می زننننن جینگولک، تکراریییی در کلیه ی عکسها!
یه سری سه چهارم غربی کللشونو به نمایش می ذارن
یه سری سه چهارم شرقی
یه سری نیم رخ توپپن
یه سری تمام رخ کللشون گنده ست (‌ من؟؟!!‌)

خلاصه خواستم بگم
داداش ما خودمون تو آتلیه عکاسی، نقاشی می کردیم
مارو رنگ نکن!

7/22/2008

من امروز فارغ شدم.

به سلامتی دخمل است.
یه دختر لیسانسه
از کشور فرانسه
خوشگل و خوش لباسه....

کاش زندگی مان پر بود از چنین روزهایی که
لکن شب های دلتنگی اینچنین بدرقه اشان نمی کردند.

7/21/2008


At first, my heart thought you could break this jinx for me.

نامه ی تاریخی مرجون به پسر خواهرش


اینجا شبه، تهران روزه ! تو طویله ی بنده هم اتاقیم خفته است.
هیچ کس بیدار نشد وقتی لپ تاپم رو روشن کردم نامه بنویسم برات! اینجا توپ هم در کنی کسی بیدار نمی شود. من از تهران
دورم.... خیلی دور. اما لپ تاپم کچل شه اگه دسک تاپش عکس تو نباشه.

عکس تو اینجا تو آی فوتو ریخته همین جور، عکس تو میل باکسم رو منفجر کرده. اما خودت کوشی؟ تو سوراخ موشی. بله اونجا تو خونتون روی صحنه ی پرشکوه آشپزخونتون با بابات پفک می خوری. این را می دانم و چنانست که گویی تو این سکوت نصف شبی، قرچ قرچ پفک ها رو می شنوم و تو این تاریکی زمستونی، حلقه ی چی توز رو دور چشمانت می بینم.

شنیده ام نقش تو در نمایش، شیرین عسلی است که عزیز دردانه ی خانه ما شده است. خودت رو لوس کن و کیف کن. ننر باش و خودشیرینی کن. اما اگر قهقه ی تحسین آمیز مامانینا و مزه ی شکلات ها و ام اند ام ها و پفک ها و چیپس ها و لپ لپ ها تو را فرصت هشیاری داد، در گوشه ای بنشین، نامه ام را بخوان و به صدای خاله ات گوش فرادار. من خالتم. کوروش! من مرجون جان هستم. وقتی دنیا نیومده بودی، شب های دراز به بالینت نشستم و تشویقت کردم زودتر بیای.

من تو خواب هم تورو می دیدم کورش. خواب تو
خواب امروزت. یه پسر لوس می دیدم در خانه ی خواهرم. فرشته ای به جای خودم. که بازی می کند و می خندد و می خورد و تپل می شود و همه ی فامیل می گویند : پسره رو می بینی؟ این پسر خواهر دلقک پیره.

اسمش یادته؟ مرجون جان. آره من مرجون مستم. من دلقک پیری بیش نیستم. امروز نوبت تواه. من با وجود سه تا خواهر برادر دیگه
چاپلوسی کردم و حالا همه رفته اند و تو تنها تنها خودشیرینی می کنی. این خودشکرپاشی ها و بیشتر از آن، صدای کف زدن های تماشاگران، گاه تو را به آسمان خواهد برد، گاه برایت لپ لپ به ارمغان خواهد آورد گاه شکلات و گاه کباب برگ، آن جا برو اما گاهی نیز بیا روی زمین و زندگی من رو تماشا کن.

تو منو نمی شناسی. من یک روز جای تو بودم و عزیز دردانه ی جمع بودم. حالا دیگر کسی نیست نازم را بکشد. کسی برای نصف
شبی کباب برگ درست نمی کند. کسی بعد از آنکه در رختخواب خزیدم و یک لیوان آب دلم خواست، لیوان آبی به دستم نمی دهد. کسی برای هر شوخی بی مزه ایم غش و ضعف نمی کند.
پس قدر این روزهای پادشاهیت را بدان کوروش

من درد کشیده ام با اینهمه زنده ام و از زندگان پیش از آنکه بمیرند نباید حرفی زد.

کوروش در دنیایی که تو زندگی می کنی تنها پیتزا و شکلات و پفک نیست. گاهی از بچه های دیگر حال اسباب بازی هایشان را بپرس. اگر خیلی وقت بود پفک نخورده بودند به آن ها پفک تعارف کن. گاه به گاه از کالسکه ات پیاده شو و یک کم هم راه برو.

اعتراف کن کوروش. همیشه کسی هست که بیشتر از تو پفک بخورد. او اگه مادرت نباشد بدون شک پدرت است.

رازی هست که با تو در میان بگذارم. در کمد اتاق انتهایی خانه تان، بسته بسته چیپس و پفک است. به آنجا برو و هر دانه یی که خوردی به یاد من باش.

به همراه نامه ام برایت یک جعبه لپ لپ اتچ کرده ام. حال کن.


خاله ات، مرجون

انواع پسرها
( نمی دونم منبع این چیه و اینا! ولی هرکی نوشته دمش گرم!!!!‌)


1 - پسر ( مرد ) های سالار : این نوع از جنس ذکور دوست دارند همه به عنوان یک مردِِِ سالار و پر جذبه روی آنها حساب کنند به همین خاطر همیشه اتفاقاتی که در منزل می افتد را وارونه برای دوستان تعریف می کنند .

2 - پسر های ورزشکار: این نوع از پسرها برای به رخ کشیدن جاذبه های جنسی خود با استفاده از داروهای حجم دهنده ، حجم هیکل خود را افزایش می دهند تا به دیگران پز بدهند . ( شغل پیشنهادی : مدیر سازمان تربیت بدنی ، مدیر باشگاه بدنسازی )

3 - پسرهای عشق ماشین : تنها تخصصشان دزدیدن سوئیچ مامان و باباست . ( شغل پیشنهادی : راننده مسابقات رالی )

4 - پسرهای شکمو : همیشه در حال لمباندن هستند . بعد از نهار به سمت فست فود ها و رستوران ها سرازیر می شوند . ( شغل پیشنهادی : سرآشپز ، مدیر رستوران )

5 - پسرهای لارج نما : می خواهند به همه بفهمانند که خیلی دست و دل باز هستند و یک جنتلمن واقعی هستند . حتی اگر شپش توی جیبشان مسابقات رالی راه بیندازد .

6 - پسرهای اینترنت باز : این نوع پسرها از 24 ساعت شبانه روز 16 الی 18 ساعت همنشین اینترنت و کامپیوتر هستند . خواب و خوراکشان را هم روی میز کامپیوتر به انجام می رسانند. ( شغل پیشنهادی : مدیر سازمان ارتباطات )

7 - پسرهای بدبین : به همه چیز و همه کس بدبین هستند و برای خواهر و مادر خود بپا می گذارند . ( شغل پیشنهادی : کارمند وزارت اطلاعات )

8 - پسرهای لاف زن و خالی بند : هر جایی که می روند همه ش به فکر دروغ و دمبل سر هم کردن هستند . (شغل پیشنهادی : بازار مسگرها ) اشاره به ضرب المثل معروف

9 - پسرهای تنبل : به وفور مشاهده می شود . برای کوچکترین کارها مثل آب خوردن به دیگران دستور می دهند . ( شغل پیشنهادی : فرمانده و رئیس در هر سازمانی ، که امکان دستور دادن پی در پی باشد )

10 - پسرهای پولی : همیشه به فکر پول جمع کردن و کار کردن هستند ، حتی روزهای تعطیل ! (شغل پیشنهادی : کارمند بانک )

11 - پسرهای الکی خوش : از صبح تا شب هرهر و کرکر می کنند و شما می توانید توی پارک و رستوران و خیابان و ... از صدایشان آنها را شناسایی کنید .

12 - پسرهای مادیگرا : این نوع پسرها برای ازدواج تنها ملاکشان یک پدرزن پولدار می باشد . ( شغل پیشنهادی : تجارت )

13 - پسرهای ساده دل و زود باور : به هر عملی عکس العمل نشان می دهند . اگر کسی به آنها تک زنگ بزند 300 تا اس ام اس عاشقانه برایش می فرستند و به این فکر نمی کنند که ممکن است طرف یک مرد باشد . اگر دختری از آنها خواهشی داشته باشد فکر می کنند که آن دختر واله و شیدای آنهاست و این درخواست بهانه است . بعد از 30 ثانیه درخواست ازدواج می دهند .

14 - پسرهای نامرد : که در آن واحد با 6 تا دختر چت می کنند و یک بار تایپ می کنند و 5 بار کپی پیست می کنند . برای 60 تا دختر یک اس ام اس می دهند .

15 - پسرهای هیز : از همه زنها می خواهند استفاده کنند . حتی از اخبارگوی خانم هم لذت می برند . همیشه در حال دید زدن مشاهده می شوند . ( شغل پیشنهادی : رصد خانه )

16 - پسر های لات : که نسلشان منقرض شده و نسل جدید و اصلاح شده شان " سوسول " می باشد . (شغل پیشنهادی : مدیریت زورخانه )

17 - پسرهای درس خوان : به ندرت مشاهده می شود . گونه نادر و کمیاب که در معرض خطر انقراض نسل هستند . و در هر شهری به تعداد انگشتان دست پیدا می شوند . ( شغل پیشنهادی : همه شغل های باکلاسی که به درس خواندن نیاز دارد . )

18 - پسرهای خلاف : که انواع مواد مخدر و قرص ها رو می شناسند و امتحان کرده و می فروشند . (شغل پیشنهادی : نیاز به پیشنهاد نیست ! )

19 - پسرهای بی جنبه : تا یک دختر بهشان سلام می کند می خواهند بخورندش .

20 - پسرهای مامانی : که طولانی ترین جایی که بدون مامان و بابا رفته اند تا دستشویی بوده

7/20/2008

آقای احمدی نژاد سلام!

گه خوردم
شوخی کردم
برق مارا اینقدر نبرید
گرممان است!

من هنوز جویای کار می باشم

اومدیم و کلیرنس نیومد
اخه تا کی نون خور بابامون باشیم
بخدا هر دفعه می رم بوفه یا سوار تاکسی می شم از خجالت اب می شم
:((

عرض به خدمت شما که...
عاقبت فیلم دزدی بسیار بد است.

دیروز
the birds
رو که از فلشی دزدیده بودم دیدم.

شب بود.
بسیار ترسیدم
چراغ ها را حتی روشن کردم
بی فایده می نمود
از سایه ی کلاغ هم دیگر می ترسم.

از سان فرانسیسکو و سواحلش هم می ترسم.
از مرغ عشق و جوجه ماشینی هم می ترسم.

ازون شاپرک سفید ها که وقتی می کشیشان پودر سفید می مالد به مبل هم می ترسم
ازون کرم دراز هایی که رو در و دیوار شمال هستند هم
از حلزون هم


از پرندگان، خزندگان، آغازیان، دوزیستان، تک سلولی ها، مهره داران، پستانداران و غیره هم می ترسم.
علی الخصوص از انسان هایی که گردو شکسته اند و دست هایشان کبره بسته است بسیار بیش می ترسم.
هیچکاک خدا لعنتت نکند!

7/15/2008

شما چاق و لاغر رو در نظر بگیرید به عنوان دانشجوی دکترا

بعد منو!

بابا من خیلی کوچولوام خوب می ترسم
:-S

مرجون : دلم خیلی گرفته اصلا باز بشو هم نیست
مجید : چنته!


پ.ن. اگه نمی دونید چنته چیه خوب من چی کار کنم.

7/11/2008

7/08/2008

آخیشششششششششششششششششششششش


نمره ی پروژه م رد هم شد!

حالا لطفا یکی جلوی چشای منو بگیره که این صحنه ی غم انگیز رو نبینم
که کم کم داره معدل کلم درست رو ۱۵.۹۹ متوقف می شه!

:D

چراغ های رابطه تاریک نیستن،
سوخته ان.

7/07/2008

آیا ممکنه من یه روز عقلم سر جاش بیاد؟

الف » بله
ب » خیر
ج » لیلی لیلی حوضک
د » بسی رنج بردن درین سال سی
ه » مگه از رو نعش من رد بشی
و » بیا بریم اونجا که شباش
ی » آی شاباش شاباش! خسیس نباش!
ت » ضرابخونه سوار شو بریم
ن » اطلاعات ارائه شده در صورت سوال جهت پاسخ دهی کافی نمی باشد

اینجانب متقاضی کار به مدت دو ماه می باشم!

ویژگی ها:

اپلای گرفته از اتازونی!

فارغ التحصیل خارق العاده!

توانایی و علاقه در پاک کردن راه پله ها و آب دادن درختان و باغچه ها!

توانایی تدریس اینترنت کانکت دایال آپ ویندوز شات داون شات آپ استند بای استند آپ

توانایی تدریس تافل، جی آر ای، اپلای، نوشتن رزومه، اخذ ویزای قبرس، اخذ ویزا در قبرس،

مشاوره در امر پروازهای کانکشن کوتاه کانکشن بلند کانکشن پسند بی کانکشن مستقیم دفتر حفظ منافع آمریکا در ایران

و غیره می باشم


لطفا مرا با نرخ بزرگتر مساوی یک میلیون در این ماه استخدام کنید چرا که محتاج و نیازمند پول می باشم!

تلفن تماس :

۲۰۴۰۰۰۰ الی ۲۰۵۰۰۰۰ می باشد.

امضا : ملاکین منطقه ی جام جم

آیا یعنی ممکنه بله من فارغ التحصیل شده بوده باشه بیده هسته انرژی هسته ای؟


آیا بله؟


تولد عید شما مبارک!

7/04/2008

آقای احمدی نژاد. سلام!

چند روزه برق ما نرفته است.

تنم بدجور می خاره لطفا!

یعنیاااااااااااا

وقتی آهنگ زندگی دوگانه ی ورونیک رو می ذارن رو مستند سفرهای استانی رییس جمهور
.
.
.
.
.
.
آدم می مونه از تصویر لذت ببره یا موسیقی.

:D


پ.ن. چیه ؟ اولش فکر کردید می خوام خدای نکرده به رییس جمهور توهین کنم؟
اصلنشم اینجور نبود!

یه سوپ درست کردم که خیلی بدمزه بود
مجبور شدم خودم همشو بخورم.

7/03/2008

من شیش هیچ مجید رو بردم امروز

دست هفتم

که دست آخر بود

با دو تا ریبوند برنده شد


یعنی خود نامردی!

منم از مسابقات کنار رفتم به نشانه ی اعتراض به قانون مسخره ی ریبوند که فقط به نفع مجیده!

اگه این خبر درست باشه ها

یعنی تمام معلمان اخلاق که درین سال ها رو این نامه مانور دادن باید سرشونو بکوبن به دیوار!!!

خیلی خنده است! تصور کنید!

بر خلاف اینکه یارو گفته اگه بشنوید دروغ بوده عصبانی می شید
من بسیار هم خوشحال شدم!

7/02/2008

یکی از سرچ هایی که باهاش اومدن تو وبلاگم

نمی دونم دیگه

بوده!


=)))

طرف یعنی مثل خودم بوده شخصیتشا
چون منم که از دوازده شب که می گذره تقریبا هر فکری می زنه به سرم رو سرچ می کنم
آخرشم سرچ می کنم که

I don't know what to do

یا

is there any body out there?

یا

I will miss my mother

یا

I am so happy tonight


و باورتون نمی شه که این سرچ ها چقدر کیف می ده
چون آدم یهو می بینه اوووووووووووووواه شونصد میلیون نفر تو دنیا تو وبلاگشون گفتن که خوشحالن امشب
یا دلشون برا مامانشون تنگیده
یا هیچکی نیست باهاش حرف بزنن
و هزار جور چیز دیگه

بعد کیف می کنم می بینم من تو این دنیای گرد خال خالی تهنا نیستم!

شونصد میلیون اکوز دیگه تو دنیا هستن که از من اکوزترن!


اون ها
OKUZINDEXER

مستن!


جریانشم نمی دونید اگه مختونو بکنید تو سایت
MIR CHALLENGE
تا با اسم کلاس جاوای کد ما روبرو شید

بله بله

بهار به ایندکسر ساخته به نام

OKUZINDEXER!

یوهووووو!


من یه دوست جدید پیدا کردم

اسمش هست جوجه زاغی

ولی واقعا این یکی
استعداداش خیلیییییییییییی زیاده


تقریبا مطمئنم که با خودم می برمش اونور

عاشقشم

یعنی من که خیلی تو ابراز احساسات استعداد ندارم،
اینو که دیدم غش و ضعف رفتم دیگه
می میرم براش یعنی


فقط عاشق اون قارقار کردنشمم!

میارمش داشنگاه می بینید!
فقط خیلی ماچش نکنید زیاد!

ور افتادن فیروز کریمی، کمدین اول برنامه ی نود رو
در اثر در افتادن با علی آبادی و دوستان
کلی تسلیت عرض می کنم.

ورافتادن اعتماد ملی رو هم در اثر در افتادن با رییسٍ علی آبادی
به خوانندگانش تسلیت می گم
اگرچه خودم چهار پنج سال می شه که روزنامه نمی خونم.

مقامات ایتالیایی طی خبری اعلام کردن
که ازین پس از اشعه ی ایکس برای اعدام زندانیان زنجیری مبتلا به پارانویا استفاده خواهند کرد.


خبر مرتبط

یه لحظه خودتونو بذارید جای اون یارو که دستور حمله به ایرباس ۶۵۵ رو صادر کرد،

اصلا کاری ندارم که عجب نامردی بوده که این دستور رو داده یا اشتباه کرده یا قصدی بوده یا
تحت مرض کوفتی عصبی بوده و هرچی

فقط می گم عجب نامردی بوده که بعد از همچین غلطی تونسته به زندگی ادامه بده و خودکشی نکنه و به روی مبارک هم نیاره.

7/01/2008

با توجه به فرا رسیدن هفته ی نمره دهی و تصحیح اوراق،
از کلیه ی دانشجویان دختر خواستاریم که با یکی از محارم مذکر خود در نزد اساتید حاضر شوند
و حتی الامکان از در آوردن لباس های استاد و تجاوز به وی اجتناب کنند.

خبر مرتبط