9/22/2008

اینم یه ماجرای خواندنی

http://yasinhajizadeh.blogfa.com/post-17.aspx

خدمت دوستای محترمی که
تا رسیدن اونطرف یادشون رفته این جارو

و همچین واسه خودشون سوت بلبلی می زنن و می گن

هی مرجون جون تو اینجا هیچ خبر خاصی نیست
اصلا ناراحت نباش که نیومدی

ما رو هم که می بینی بر نمی گردیم
به خاطر اینه که زیادی یهو حال کردیم رودل کردیم
منتظریم از خجالت سفره درایم.

کاش خنگ بودم.

کاش مثل بقیه بودم

مثل اکثریت.

سرمو می نداختم پایین
ازدواج می کردم

یه مرد ایرانی
که مثل این سریال مثل هیچکس
گاهی سرم داد می زد ساکت تو ظرفتو بشور
یا یک کلمه حرف بزنی می زنم دندونات تو دهنت خورد شه

و من مثل منگول ها نگاش می کردم.
کاش منگول بودم.

کاش سیاست نمی فهمیدم

کاش ازین آدما بودم که نمی دونن رییس جمهور کیه
یا ازین یکیا که خایه مال هرکی که رو قدرته ان

کاش چادری بودم
کاش کشته مرده ی دین و مذهب بودم

کاش خر بودم.


کاش یا ایرانی نبودم
یا یه ایرانی واقعی بودم

ازینا که عاشق انرژی هسته یی ان

ازینا که هی تاریخ ۲۵۰۰ ساله رو به رخ همه می کشن

ازینا که فکر می کنن ما چه پخی هستیم.



کاش نمی دونستم اینترنت چیه که ببینم تو مملکتم اینترنت چیکه چیکه می آد تو سیم
کاش گذرم به هیچ سفارت خونه یی نمی افتاد که این همه تحقیر شم

کاش انقدر خنگ بودم که وقتی تلوزیون این سریالهارو پخش می کرد
همه ی لب هامو انقدر نمی جویدم که خون بیفتن

کاش وقتی کارگردان انقدر خر بود که توقع داشت یارو از یه میلیاردش بگذره و بدهکارو آزاد کنه
یا انقدر مسخره بود که بدهکارو چادری نشون می داد طلبکارو مانتویی
یا نشون می داد زنی که داره مواد پخش می کنه تو خونش زن امروز صدای آمریکا رو تماشا می کنه
یا پسری که سهمش رو از خونه ی پدری می خواد ظالمه
یا تو گزارش خبری با دهن پر می گفت مردم بروکسل از ترافیک به ستوه اومدن چون اروپا یک زباله دونیه

از حرص خونم نمی جوشید
و حال هم می کردم

کاش برای اینکه یه شغل خوب داشته باشم مجبور نبودم یه چادر مسخره تو سرم بندازم
تظاهر به خیلی چیزای مسخره ی دیگه کنم
ادای خنگ ها رو در بیارم

کاش واقعا خنگ بودم.

9/13/2008

یعنیا
بعضیا که می آن شونصد خط می نویسن
یه اینتر هم نمی زنن


می خوام خودمو بکشم!

9/09/2008

مصلحت و تقدیره؟

یا صلاح و تدبیر؟

Just

FUCK

all of them.

all of these fucking words you all use all the fucking time.

fuck me

and fuck my destiny

and you

and your fucking logic

if this god damn headache would leave me only a second...

9/08/2008

برزخ هم از جهنم بدتره
و هم از بهشت.

آخه من چرا انقدر بدشانسم که خونمون تو منطقه ایه که
ADSL
بهش نمی خوره

چرا خدا چرا؟


من چقدر مگه می تونم صبور باشم؟

طی آخرین اخبار واصله مطلع شدیم که دپارتمان ویزا و مهاجرت امریکا
طی اطلاعیه ای کلیه ی کسانی که هنوز کلیر نشده اند رو ریجکت اعلام کرد.

دراین اطلاعیه آمده است : از آنجا که تاکنون نزدیک به ۲۰۰ نفر کلیر شده اند و تنها
مرجون و ده بیست نفر دیگر باقی مانده اند، بدین نتیجه رسیدیم که برای جلوگیری از ورود و شیوع
ویروس بدشانسترینیسم به خاک امریکا، می بایست از ورود افراد باقی مانده به خاک امریکا جلوگیری به عمل آید.

در ادامه ی این اعلامیه از کلیه ی افرادی که درین سه ماه قیافه ی گند دماغ و اخموی مرجون رو تحمل کرده اند
قدردانی و از آنان خواسته شده که در این شب های قدر به جای دعا برای کلیر شدن ایشان که تا کنون نتیجه ی عکس داده است
دست به اسلحه برده و وی را ازین زندگی ت*می خلاصی بخشند.

این اعلامیه به امضای لوک خوش شانس و جمعی از دوستان رسیده است.

9/07/2008

آقا من الان خوشحالم

تا جمعه


بعد از اون رو هم قول نمی دم.


پس الان به دیدارم بیا
ماه درومد

چراغ روشن راه درومد!

اینکه من سه ماهه کلیر نشدم
ولی همه مطمئنن
ایمان دارن
شک ندارن
و ...


که من درست تو این پنج روزی که وقت برام مونده
کلیر می شم


منو یاد اون اطمینانیم میندازه به این که مامان بزرگ من با همه ی مامان بزرگ ها فرق داشت
و قرار نبود هیچ وقت بمیره.

ولی مرد.

9/06/2008

هنوز وقتی لبخندت رو یادم می آد
رو دندونات براکت داری.


ازون به بعد
نه تورو کراول کرده موتورم
نه هیچ کس دیگه یی رو.


کش مموریز فول.

9/05/2008

وقتی ج*کش ها به بهشت می روند
بقیه به فاک.



ain't life so unfair?

قصه هایم مرده در من



دیگر از افسانه سیرم




بر مزار قصه هایم





مینشینم تا بمیرم

9/04/2008

کجایی؟

ا اینجایی؟

نرفتی هنوز؟

چی شد پس کی می ری؟

نمی ری؟

کلیر نشدی ؟

کی کلیر می شی؟



بابام جان
می شه ازین سوالا نپرسید و رو اعصاب من راه نرید؟

خوب اگه رفته بودم که موبایلم رو جواب نمی دادم
یا اگه کلیر شده بودم که اینجا نبودم دیگه
یا اگه وایستادم جلوت خوب یعنی نرفتم دیگه
و اگه می دونستم کی کلیر می شم که دیگه می رفتم پیشگو می شدم

اه!

9/03/2008

الان یه مرور کردم و دیدم که صدای تمام آدمایی که تو عمرم می شناختم رو یادمه
حتی اونایی که قیافه شون رو به سختی یادم می آد

این که چطور شد به این قضیه فکر کردم هم این بود که
عکس یه نفر که شونصد سال پیش می شناختم رو تو ۳۶۰ دیدم
بعد خود به خود صداش تو گوشم پیچید.


عجیبه ولی
شاید برا همینه که وقتی عاشق می شم هم عاشق صدا می شم
نه تصویر.

داد می زنم که ساقی
میخونه بی شرابه...