10/31/2009

من می اندیشم پس هستم

آقای جهانخوار امروز یک حال دیگری به بنده داد.

پروف آو اگزیستنس هم می خوان دیگه برامون.
آی توانی، آی ناینی فور، پاسپورت؟ نبود؟

جواب می دی: من می اندیشم پس هستم
غافل از اینکه تا وقتی خارجی کلله سیاه آواره ای، چه بیندیشی چه نیندیشی،
وقتی مدارک بالا همراهت نباشه، نیستی.

ای شهر غریب زیبای من
ای شهر اتوبوس های بو گندو
ای شهر مترو های نه و سه چهارم، در هر کوچه و خیابان
ای شهر سیاه های بدون خانه و سفید های بدون بالاخانه

ای شهر فرشتگان مورد تجاوز قرار گرفته،
ای شهر سکشوآل هرسمنت بدون کلام،
ای شهر فایل کن فایل کن فایل کن کامپلینت از هر کس که فرستاد کامپلیمنت،
و اسک آوت کن، از هر کس که نفرستاد کامپلیمنت.

من می اندیشم پس هستم
تو سیتیزن باش و نباش.

10/30/2009

dear America

فاک یو.

Thanks for letting me know DMV!

“One drink” is a 1 1/2-ounce shot of 80-proof If your BAClevel is in the grey zone, your chances of having an accident
liquor (even if mixed with non-alcoholic drinks).




احترام به ضریب هوشی مخاطب !

Jew trap!

بخدا اگه این یکی هم یهودی باشه ها....

10/26/2009

پری خانوم

تقصیر پری خانوم بود که پنج و دو باقی موندیم.

10/25/2009

از جمهوری اسلامی
به خاطر اینکه گه ترین الگوی زندگی انسانی را به من آموخت متشکرم.

گه ترین نوع روابط انسانی
گه ترین نوع دروغ گویی
گه ترین نوع باکرگی
گه ترین نوع دورویی
و گه ترین نوع افسردگی.


دین راهی برای سعادت انسان ها
جمهوری اسلامی راهی برای فرو کردن سعادت انسانی.

تمام کادر ها بسته شدند و من لای کادر آخر گیر کردم.

ایمیل

لذتی که در اعتراف هست در تقیه نیست.

نمی دونم چه حکمتیه که من فقط سر ساعت های رند می تونم درس خوندنو شروع کنم!

کاملا واقعی.

خواب دیدم تمام کدهایی که زده ام
طرح پیراهنی شده برای تو
با یک باگ روی جیب سینه ی چپش.

10/24/2009

مصاحبه ی مرتضی حیدری

الو سلام
من برای گرفتن پذیرش اومدم و ارائه ی پروپزالم

بله اتفاقا همین الان هم از سر کلاس اومدم
جلسه دفاعم هم فرداست

کلا چند ماهه دنبال پذیرشم الانم برای پذیرش اومدم
بله بله
آقای مدیر نبودن، دفتردار گفت باید صبر کنم بیاد که بتونه منو ثبت نام کنه

بله فیش بانکی هم گرفتم دارم می رم پذیرش بگیرم

.
.
.

ما هم الاغ.

باورم نمی شه انقدر بزرگ شدم.

گاهی آدم خودش توقع نداره عاقل شده باشه ولی عاقل شده.

تقصیر من که نیست
عمر بعضی عشق ها کوتاهند
گاهی دیر می رسی
نان تمام شده است.

10/22/2009

یکی بود که مامانم همیشه راجع بهش می گفت طرف خیلی از لحاظ کاری موفقه ولی از لحاظ روابط شخصی داغونه وضعش.

فکر کنم منم یکی از همون آدما می شم.
انقدر مشکلاتم رو نمی تونم حل کنم که مدام می گم ول کن بابا کارو بچسب.
زندگیم داره می شه روزی ده یازده ساعت کار
و بدتر از اون اینکه بدجوووووور دارم معتاد کار می شم.

مثل مخدر شده...

10/21/2009

آبرو

خوبه تو فیس بوک معلوم نمی کنه کی چند بار پروفایلت رو دیده.

یهویی می فهمی که صدای کراش جدیدت شبیه صدای کراش قبلیته
و تمام فلسفه هایی که بافته بودی برای کراش کردنت نقش بر آب می شه.

وقتی انقدر فیلم می شینی می بینی که می ری نت فلیکست رو دی اکتیویت می کنی
بعد انقدر می ری کار می کنی که درست رو دبلیو می کنی
بعد انقدر یه آهنگ رو زیاد گوش می دی که آهنگرو دیلیت می کنی
بعد انقدر فیس بوک می ری که فیس بوک رو می بندی
بعد انقدر با دوستات هنگ آوت می کنی که همه شونو ترک می کنی
و الی اخر.

10/20/2009

فاجعه ست وقتی نگاه های پسرها رو می تونی رمز گشایی کنی.

I wish I didn't have 2 brothers and N^N male friends to train me for this.

10/18/2009

وقتی یکشنبه شبه و هفتصد جور کار رو سرت ریخته
و کارفرمات تو اسکایپ پیجت می کنه و جوابشو نمی دی

وقتی هی بو آکشام اولوروم گوش می دی
ولی بخدا دپرس نیستی
فقط دلت یه کم پاداش می خواد
پاداش این همه کار کردن چیه؟

صبح کار
شب کار

وقتی همیشه ناراضی هستی
نو متر هاو ماچ فان یو هو
نو متر همه چیز

وقتی شناوری
انقدر به پوچی و بی تفاوتی رسیدی
که حتی مدتهاست افسرده هم نمی شی.

وقتی دنیا رو هم بریزن به پات
باز هم اون چیزی رو می خوای که نیست
اون کسی رو می خوای که مرده
اون دوستی رو می خوای که دوره
اون پسری رو می خوای که نمی خوادت
دموکراسی ای که وجود خارجی نداره

وقتی فقط می خوای بهونه بگیری...
بهونه ی نرسیدن...

خواب دیدم کروبی رو ترور کردن
مدام تو سر و صورت خودم می کوبیدم و جیغ می کشیدم...

:(

عشق های استراتژیک

وقتی آدم مدام عاشق یکی دیگه می شه که قبلیه فراموش شه

10/17/2009

مام نامدار

تو تاس کباب آبلیمو نریزید.

دفعه اول ریختم افتضاح شد
این دفعه نریختم عالی شد.

نکته علمی دوم اینکه مردم دار باشید.

نکته آخر اینکه مام نامدار رو دیدم صبا! کجایی که ببینی! مام نامدار در یک متری من نشسته بود
با کفش نایک و شلوار لی.
آی نبودی بخندیم باهم.

نکته بعد اینکه مام نامدار شاید بازیگر خیلی خوبی نباشد
ولی صدایش خوب است
و مردمدار است.
و ما برایش احترام قائلیم.

10/16/2009

Democracy 'not needed' in Russia! WTF!

Nearly 95% of respondents said they had little or no influence on what was happening in the country.

The poll also suggested that 43% agreed with the question that the country sometimes needed an "iron fist" leader.

سه دسته پسر به درد دوستی نمی خورن:

۱- اونایی که همیشه بیزی ان و کار دارن
۲- اونایی که عوضی ان
۳- اونایی که عوضی نیستن چون هیچوقت شانس عوضی بودن نداشتن یا آب نبوده شنا کنن.



10/15/2009

دنیای زیادی کوچیک.

امروز به یکی لب می دی
تا دوازده سال بعد با هر کی دیت می کنی بغلدستیش از آب در می آد.

این بار تاکید می کنم زن موفق کسیه که جاذبه ای غیر از دوست پسر و همچنین نگاه کردن فیلم، در زندگی پیدا کرده باشه.

زن موفق کسیه که حقوق بالای صد هزار تا
با ساعت کاری زیر شیش ساعت در روز داشته باشه.

زن موفق کسیه که یه بچه ی بدون بابا داشته باشه و یه دوست پسر غیر همسر.

زن موفق کسیه که مدیر کارخونه یی باشه که همه ی کارمندهاش مردن.

زن موفق کسیه که موقع تاک دادن صداش نلرزه.

زن موفق کسیه که با قرص خودکشی نکنه.

زن موفق تعریفش تحت شرایط مختلف متفاوته.

کورال موفق کسیه که در کل یه انگیزه یی برای ادامه ی زندگی پیدا کرده باشه.

10/14/2009

مرجیفته

یعنی من عاشق این کارای غیر منتظره ی خودمم.

10/13/2009

می خوام چند تا یوزرنیم الکی بسازم
نوشته هامو لایک کنم

ترجیحا هم پسر باشن
خوشتیپ هم باشن.
باهوش هم.
جاکش هم نباشن.

10/12/2009

خواستگاری

اگه من باهات ازدواج کنم،
بعد پسرا بیان نوشته هامو لایک کنن،
غیرتی نمی شی؟

می دونم خودم بابا

آقا این فونت وبلاگ من تو فایرفاکس مثل گه می مونه.

از شوهر آینده م توقع دارم که اگه گودرباز نیست
و می خواد با من می خواد ازدواج کنه
باید وبلاگمو لااقل به فرزندی قبول کنه.

این دیگه مینیمم ریکوآیرمنته.

Mohreye Mar - Saeed Assayesh

Playcount : 133

period : since 3 days ago! :)))

دلم بوسه میخواهد
ولی هیچ کس را آرزو ندارد

زهر* پرسیده که ماجرای این امواج فلان فلان شده چقدر راسته؟


من نمی دونم چقدر راسته.
ولی از وقتی عنوان شده،
من حالم رسما بده.
یعنی حس می کنم خونواده م رو دارن می کشن اونجا.

یه زمانی می گفتم این رژیم رو می شه اووید کرد یه جوری
ولی فعلا دارن از پنجره هم می آن تو.
دلم می خواد دو دستی خفه شون کنم.
با پنجه گرگی هم بزنم تو دماغشون.
با کله هم برم تو مغزشون.
گردنشونو هم خورد کنم.
بابا بکشید بیرون دیگه. تا همه ملت رو روانی نکنید راحت نمی شید یعنی؟

خدمت اوذین هم عرض کنم که این همون پست یک خطی تف تفی که می خواستی.

10/10/2009

دیدی آدم اعصاب که نداره
ارور های الکی هم که می آد
سوتی هم که می ده
هی می ره که زنگ بزنه به ادمین فحش بده
هی یه ربع بعد می فهمه سوتی خودش بوده

دیدی آدم کار باید تحویل بده
کارفرما هم آقاست
آی پریود بودم یا نبودم بهش ربط نداره
اعصاب داشتم یا نداشتم بهش ربط نداره

برابری زن و مرد که ادعاشو می کردی اینجور جاهاست که خرتو می چسبه.
An Education!
انقدر کد بزن که چشت درآد.

پ.ن. پس کی من مثل بیل گیتس پولدار می شم؟

واقعا می تونم بگم نود درصد دخترهای گرد سکول اینجینیرینگ تیکن هستن.

پ.ن. *یدم با این فارسی نوشتنم.
خواستم بگم اینو:
almost 90% of girls in grad school of engineering are taken.

پ.ن.۲. آخه همین الان یکی دیگه رو هم اد کردم تو فیس بوک و دیدم اونم با یکیه.

پ.ن.۳. انقدر مهره ی مار رو گوش دادم امروز که دارم خل می شم.
الان هم می خواستم دو دیقه مثل آدم کد بزنم بازم نتونستم رزیست کنم.

پ.ن.۴. اگه مهره ی مار نداشتی چشای سیاه نداشتی نگاه بلا نداشتی تو دلا که جا نداشتی.

پ.ن.۵. گفتم که پاییز فصل جفت گیریه.

پ.ن.۶. حالا ما هی بشنینم کد بزنیم و التماس کنیم که نون شبمون رو قطع نکنن.

پ.ن.۷.
An Education - 2009 production!

پ.ن.۸
زهر* جان دخترم
دور یهودی هارو خط بکش.

پ.ن.۹.
اگه یه روز بفهمم نمی تونم دیگه هرگز..

پ.ن.۱۰.
آی تونز من پر از آهنگهاییست
که افرادی که سطح فکری من رو او-ور استیمیت کردن
برام فرستادن.

نمونه ش اینی که داره الان بعد از مهره ی مار پخش می شه.

شاعر می گه:

وقتی پریودی و تنها...

10/09/2009

به همین سادگی

به طرز جالبی جمعه شب ها
مستقل از اینکه کجا برم
با کی باشم
و چی کار کنم

به محض اینکه برگردم خونه
احساس پشیمونی محض بهم دست می ده.
یه نارضایتی تمام وجودم رو می گیره و هیچوقت بهم خوش نمی گذره و اگه گذشته باشه هم همه ش نابود می شه.

ولی واقعا امشب آرومم.
یه جمعه شب
در بین همه و در عین حال با هیچکس
به همین سادگی.


وسط یه سینما و تماشای یه فیلمی که همیشه تو تاپ تنت بوده و تو تاپ تنت هم می مونه.
رضا میرکریمی شاهکار کردی با این فیلمت.
دومین بار بود می دیدمش و حاضرم صد بار دیگه هم ببینمش.

10/08/2009

گاهی ناراحتی و هیچ چیز خوشحالت نمی کنه.

گاهی ناراحتی و هیچ چیز خوشحالت نمی کنه.

حتی اگه کرت کوبین رو گذاشته باشن تو جعبه و فدکس آورده باشه گذاشته باشه دم در خونت.



گاهی مشکل نه عشقه نه سکسه نه موفقیته نه خوشگلیه نه خوشبختیه
ناراحتی. و هیچ کس هم خوشحالت نمی کنه.

صبحها که بیدار می شم
و شبها که دارم می خوابم

یه چیزی کمه.
یه چیز که نه تو فیس بوک هست نه گودر و نه بالاترین.
مستقل از اینکه من چقدر صفحه هاشونو بالا پایین کنم و زور بزنم که توشون پیداش کنم.

یه چیز که فقط تو خونه یی هست که مامان توش باشه.
یه چیز شبیه محبت.

in bruges

مکان : بوفه ی دانشکده

پسره :‌ وای شما همیشه ساعتتون رو دست راست می بندید؟
دختره‌: آره چطور مگه؟
پسره :‌ فردا شب سر شام بهتون می گم.

من از صمیم قلب معتقدم که در جهان هستی بی عدالتی هست.
علی الخصوص در خلقت.
واقعا به زن ها ظلم شده.
من جدا اگه نخوام زن باشم کی رو باید ببینم.

و یا بهتر بگم همون موقع کیو می تونستم ببینم؟

امیدوارم که بچه ی همه ی زن های حامله پسر باشه. تا از کل رنج هستی، اندکی کم بشه.

10/07/2009

فقدان یک دوستٍ پسر خوب در زندگیم احساس می شه.
تو هستی ولی چقدر تلفنی صحبت کنیم.
دلم یه دوست پسری می خواد که شبا بریم قدم بزنیم.

فقدان پسری که می دونه و می دونی که قرار نیست بینتون چیزی باشه.

برای من که همه ی زندگیم خروار خروار دوستٍ پسر های بامرام و خوب داشتم،
واقعا زندگی الانم سخت می گذره.

داداش بامرام باحال بااخلاق روشنفکر ریلکس بی تعصبم هم که نیست پیشم که شبا برم تو اتاقش و تا دوی نصفه شب با هم ...شر بگیم و بخندیم.
و لازم هم نباشه سه نقطه جای حرفای بد بذاریم و مودب باشیم و محترم باشیم و متشخص.

جا داره همینجا از دوستٍ پسر های باحالم یادی کرده باشم و بگم قدرتون رو ندونستم بابام جان.
غلط کردم.

همینجا آگهی می دم به هر حال. اگه فکر می کنید این مشخصات رو دارید و بچه محل ما هم هستید
همین حالا به من ایمیل بزنید.

پ.ن. جون مادرتون فقط اگه دوست دختر ندارید این کارو کنید.
بعضی دوست دختر های دوستٍ پسر های سابق، هنوز هم که هنوزه حاضرن منو خفه کنن.
بعضی دوستٍ دوست دخترهای دوستٍ پسر های سابق هم هستن که همیجور دارن داستان علمی تخیلی پشت سر من تولید و در سطح جهانی منتشر می کنن.
خلاصه اگه پس فردا شنیدید من با سارکوزی خوابیدم، تعجب نکنید. منبع خبر خانوم بیست و سی هستن، ساکن جنوب لس آنجلس. که از قضا شاید شب هایی که قرص هاشو فراموش می کنه بخوره، می شینه و با کارلا برونی چت می کنه.

طرف معلوم نیست باز مغزش چه تخیلاتی جنریت کرده.

10/06/2009

من واقعا یه روز باید برم پیش یه کشیش و اعتراف کنم.
به اشتباهاتم.

چند تا سناریو بودن که توشون آدم خوبی نبودم در صورتی که می تونستم آدم بهتری باشم.

اگر و فقط اگر می تونستم یه کم بیشتر بخشنده و مهربان باشم.
خیلی اشتباهات به وقوع نمی پیوستن.

10/04/2009

دوستان خارج نشین
گوشت حلال بخورید یا کوشر.

واقعا بهتر از گوشت های آلوده به خون این فرنگیاست.

نکته ی دوم هم اینکه اگه دارید چاق می شید، بی خیال الکل شید. حتی همون یه ذره یی که آخر هفته ها فقط می زنید بالا.

نکته ی سوم: این کوکی های اینا کوکی نیستن فقط ماشالله اشتها آورن. نخورید. حتی یه ذره.

نکته ی چهارم‌: ازین هندونه کوچولوها بخرید. خیلی خوبن.

نکته ی پنجم : به غذاهایی که با گوشت درست می کنید پودر زیره بزنید.
به انگلیسی می شه
cumin

10/03/2009

گاهی که زیبایی های بصری دور و برم کم می شن
می رم یوتیوب و کلیپ کرت کوبین نگاه می کنم.

خوشقیافه ترین پسر از ازل تا ابد.

یعنی من عاشق این پسر ایرونی هاییم که می گن
گلشیفته به خاطر ریش و پشمش که خوشگله
و نباید به خودش خیلی برسه.

هوووووووووق.

10/02/2009

ای هوای شهر غریب! 
انقدر گرم و سرد شو که بمیری.
ما پیرکسی نیستیم که با این کارا ترک بخوریم.

اطلاعات بیشتر:

Fri
Sunny
29°C | 15°C
Sat
Partly Cloudy
22°C | 14°C
Sun
Mostly Cloudy
18°C | 13°C
Mon
Sunny
19°C | 12°C

10/01/2009

الان در حد مرگ خسته ام.
علتش هم مشخص نیست.

بعد هم انقدر ویندو تو کامپیوترم بازه که دچار گه گیجه ام و نمی دونم به کدوم رسیدگی کنم.
) فقط زهرا از این موقعیت ها لپ تاپ من کاملا مطلعه! )

سومیش هم اینکه امروز کارهای مفیدی کردم و الان خوشحالم...
چهارمیش هم اینکه دچار پارتی فوبیا شدم و بدم می آد برم پارتی.
پنجمیش هم اینکه دلم می خواد که همه چیز زودتر بهتر شه.
ششمیش هم اینکه پس کی ما پولدار می شیم؟
هفتمیش هم اینکه پسرای پولدار اسپویلد و به درد نخورن.
هشتمیش هم اینکه کی من پولدار می شم که از یه دختر خواستگاری کنم؟
نهمیش هم اینکه من بازم می خوام برم فوتبال ولی کفشم اگه بازم پامو بزنه چی؟
دهمیش هم اینکه الان الکی برا یکی لاو ترکوندم و عذاب وجدان دارم
یازدهمیش هم اینکه طرف پسر نبود هول نکنید.
دوازدهم هم اینکه پسر زیاده تو دانشکده ولی پسر کمه.
سیزدهم هم اینکه با اینحال امروز بدی هم نبود.
چهاردهم اینکه اون هم بدی نبود.
پونزدهمی به بعد دیگه تقریبا فیلتر شده است.

تهران

عشق اول و شاید آخرم.

پ.ن. می دونم باورش سخته.
ولی وقتی قلبم می تپه عکساشو که می بینم
وقتی همین یه ماه پیش اونجا بودم و دلم الان انقدر تنگ شده
وقتی دلم برای چیزای باور نکردنی
مثل دست خط فارسی روی تابلوها تنگ می شه
دیگه چه توقعی دارید ازم؟

پ.ن.۲. زندگی باید با عشق به یه چیز و یا یه کسی بچرخه.
من که کسی نیست عاشقش باشم.
بذارید عاشق شهرم بمونم.

گاهی به این فکر می کنم که نکنه خداحافظی سخته چون از بچگی تو فیلما و اینا دیدیم که خدافظی سخته و باید سرش گریه کرد؟

منظورم اینه که...مثلا آدم می ره مجلس ختم یکی...دلش برا فامیلاش می سوزه و از دیدن گریشون گریش می گیره.

ولی وقتی می ری فرودگاه...هیچ وقت از دیدن گریه ی مامان یکی گریه ت می گیره؟
)اگه خودت جزء آدمایی که خدافظی نکردن تو عمرت نباشی. )

آخه گریه نداره که...چرا ما گریه می کنیم واقعا؟ خوب دوباره قراره همو ببینیم...قرار نیست؟